براستی که زیبایی بهتر از لبخند خلق نیست

     با سپاس از خیرین گرامی که در طرح زنجیره ی مهربانی ویژه روز سیزده فروردین ماه شرکت کردند. به اطلاع عزیزان می‌رساند بواسطه کمک های شما میزان 405 کیلوگرم مرغ برای خانواده های نیازمند [...]

سیزده بدر در خانه ولی در کنار هم

رجب، شعبان و رمضان شمعیست که ره گم نشود.. نیازی به سجده های طولانی و شب زنده داری های پیاپی نیست.. بکوش تا لبی خندان کنی که خدای تو در حوالی دلهای شاد و لبهای [...]

جناب آقای روحانی لطفا تعطیلش نمایید!

جناب آقای روحانی مطمئن باشید ایران و دنیای پس از کرونا بطور حتم بسیار متفاوت از حال خواهند بود، بنابراین لختی از این جوان کم سن و سال آموخته و جسارت تعطیل کردن کشور را بخرج دهید. مطمئن باشید مردم شریف ایران جور کوتاهی های دولت و سایر نهادها در راه دستگیری از نیازمندان و تامین اقلام بهداشتی لازم را کما فی السابق می‌کشند، پس مرحمت نموده فقط تعطیلش نمایید تنها بخاطر حفظ جان ایرانیان، مردان، زنان و کودکان بی پناه این سرزمین. دست به بدست شود تا رسد به مقصد خویش...

مبعث نبی مکرم اسلام (ص) فرخنده باد

پيامبر اکرم صلی الله عليه و آله: ((إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الْأَخْلَاقِ به راستی که من برای به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث شده ام)) براستی درک حقیقت مبعث جز از مجرای 'اخلاقیات' ممکن نیست. [...]

فاز دوم توزیع ماسک های بهداشتی در منطقه محروم الغدیر گرگان

فاز دوم توزیع ماسک های بهداشتی در منطقه محروم الغدیر گرگان از طرف #کانون_فرهنگی_مذهبی_شهید_دکتر_قندهاری با کمک بسیجیان #مسجد_صاحب_الزمان انجام شد. با تشکر از دوستانی که کمک های مالی خود را به کانون اهدا نمودند، با [...]

در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم ، چه بسیار غصه ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ، دریافتم کسی هست که اگر بخواهد “می شود” و اگر نخواهند “نمی شود” به همین سادگی … کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم فقط او را می خواندم و بس …

مقاله برگزیده

از دشت‌های ایثار و حماسه تا ارتفاعات حرص و آز!

داستان ۱: تاریخ روز اول ماه ایثار، ساعت به وقت شیدایی، مکان دشت حماسه:

بیسیم چی: “حاجی مهمات تمومه، اکثر بچه ها یا شهید شدن یا زخمی، روحیه بچه ها پایینه، فشار دشمن خیلی زیاده، باید عقب نشینی کنیم…” حاج حمید رو به آسمان کرد و گفت: “الهی رضا برضاک، تسلیما لامرک…” بعد نگاهی به تجهیزات و نفرات موجود انداخت و از بیسیم چی پرسید: “میدونی فرق قدرت نفر با قدرت اراده چیه؟ یا فرق انگیزه با اعتقاد؟” لبخندی زد و با همون آرامش همیشگیش گفت: “خیلی شده که اراده یک نفر بر فوج فوج نفرات دشمن غالب شده، مهم اینه که با انگیزه آمده باشی یا با اعتقاد. اگه با اعتقاد اومده باشی می دونی که تا به تکلیفت عمل نکنی حق ترسیدن و عقب نشینی نداری ولو اینکه دیگه هیچ وقت فرصت برگشتن نداشته باشی.. ما برای اعتقادمون اینجاییم مومن! نه با انگیزه مبارزه.. اعتقاد ما رو به قدرت الهی و عالم ملکوت متصل می کنه و انگیزه به جعبه های مهمات و نفرات لشکر..” حاجی این جمله رو گفت و زد به خط “ما رمیت اذ رمیت”.. حاج حمید رفت ولی خط نرفت، اعتقاد نرفت، ایران نرفت…

داستان ۲: تاریخ اواسط سنه حرص و آز، ساعت بوقت غفلت، مکان ارتفاعات نفس اماره:

کارپرداز مالی شرکت داروسازی با عصبانیت گوشی رو می کوبه روی میز: “این آقای … چی توی خودش دیده که با من اینجوری حرف می زنه؟!” سیگاری به گوشه لبش می ذاره و کام خاموشی می گیره و می ره تو فکر… صدای زنگ مبایلش اونو از رویا میاره بیرون حواسش یهو میره به سمت پسربچه ای که روی ویلچر نشسته و همینطوری زل زده بهش. نهیب دکتر مهدی اونو بخودش میاره “میشنوی چی می گم؟ ۲ میلیارد دلار ارز دولتی که قرار بود واریز بشه به حساب شرکت خارجی پس چی شد؟ طرف تهدید کرده اگه تا امروز عصر حواله نشه، کانتینرهای دارو رو نمی فرسته،” و با خنده ای دیپلماتیک میگه “باید عجله کنیم، ظاهرا یکمی هم از مدت انقضاش گذشته…” کارپرداز با بی حوصلگی گفت: “ببین دکتر این آقا که قرار بود رابط بشه زده زیرش، میگه زیر ۱۰% کار انجام نمی شه!” دکتر نگاهی به ساعتش می ندازه و میگه: “ببین الان فرصت نیست بعداً خدمت ایشان می رسیم، فعلا از همون ارزهای قبلی که استفاده نشده پرداخت کن تا خودم موضوع رو حل کنم”. مادر پسربچه ویلچر پسرش رو بسمت در خروجی هل می ده و میگه خدایا حاضر بودم من نباشم ولی بچم رو اینجوری نبینم، آخه من مادر با درآمد خیاطی از کجا میتونم پول داروی خارجی رو جور کنم؟ زیر لب گفت “الهی رضا برضاک” و در افق محو شد… کلیه مادر رفت تا پسر نره.. سلامت مادر رفت ولی امید نرفت..

بر کسی پوشیده نیست که فساد در کشور نهادینه شده و شنیدن اخبار اختلاس های گاه و بیگاه بنوعی تبدیل به خبری آشنا در خبرگزاری های کشور شده است. برخی معتقدند این فسادها موردی – مقطعی است و بزودی ریشه آن خشکانده خواهد شد. برخی دیگر نیز معتقدند فساد کنونی ماحصل سالها غفلت دستگاه های نظارتی است که سبب شده فساد بصورت سیستماتیک در جای جای نظام اداری و اقتصادی کشور ریشه بدواند.

خدایا!….

از خیمه‌گاه رحمتت بیرونمان مکن. از آستان مهرت نومیدمان مساز . آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان. از درگاه خویشت ما را مران. خدای من!…. چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی! چگونه سستی بگیرم، چگونه خواری پذیرم که تو تکیه‌گاه منی! ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش، آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده نگاه خود را از ما مگیر… آمین